مامان عجول P-:
سلام مامانی امروز عصری با کلی ذوق لباسایی که برات از کربلا آوردم رو داشتم نگاه میکردم و میگفتم اینا چند تیکه کم داره باید برای بیمارستانت از سرویس لباست چند تیکه بردارم .... که مادر جونت هم اومدن و نشستیم با هم کل وسائلت رو آماده کردیم دو دست لباس روسری پوشک پتو و و و ... یه مقدار خاک تربت و یه دستمال که ننه جون دادن برات رو هم گذاشتم الان ساکت آماده است فقط مونده آماده کردن لباسا و وسائلی که خودم نیاز خواهم داشت که اونو هم الان زوده...به مرور زمان تا ماه دیگه آماده میکنمشون مامانی دعا کن این دو ماه هم به خوبی و خوشی هر چه سریعتر تموم شه و خدا تو رو سالم و صالح بغل مامان و بابات بزاره.. ا...






